![]() |
![]() |
|
| درد دل های یک بچه شیعه ایرانی بیکار دردسرساز |
|
مراسم عزاداری دهه دوم فاطمیه
هیئت دیوانگان حسین(ع) اصفهان
سه شنبه ۶/۴/۱۳۸۵ لغایت جمعه ۹/۴/۱۳۸۵
شروع مراسم از ساعت ۲۰:۳۰
مسجد حضرت حجت(عج)، جنب گلستان شهداء
التماس دعا |
|
+ نوشته شده در
جمعه 26 خرداد1385ساعت 13:18 توسط امیر |
|
|
ایران جام جهانی تلویزیون رسانه بازهم تب فوتبال، بازهم رسانهها، تلویزیون، هر مسابقه فوتبال تیم ملی ایران یعنی آماده باش برای تمام نیروهای نظامی و انتظامی . . . باخت = سکوت مرگ باری بر تمام کشور مساوی = همه متوقع که چرا نبردیم و ما میتوانستیم پیروزی = صدای بوق اتومبیل، خیابانهای شلوغ و . . . آسیب به اماکن عمومی، ضربه به بیتالمال، تضییع حقوق دیگران و . . . راستی چرا ما عزاداریهای دسته جمعی را خوب برگزار میکنیم ولی ظرفیت و قدرت برپایی جشنها و شادیهای دستهجمعی را نداریم؟
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 22 خرداد1385ساعت 0:37 توسط امیر |
|
|
شهادت امّ ابیها فاطمه زهرا (س) را به محضر منجی هستی و همه شما
تسلیت میگویم
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 19 خرداد1385ساعت 1:16 توسط امیر |
|
|
در دیاری که در آن نیست کسی یار کسی کاش یا رب که نیفتد به کسی کار کسی هرجا که یه مجلسی هست و یه عده دور هم جمع شدن وقتی سرک می کشی آخرش یکی می گه "اللهم عجل لولیک الفرج" و همه از جمله خود من داد می زنیم "الهی آمین".(خدا رو مسخره کردیم) مثلاً خود من هر کاری دلم بخواد می کنم و هر حرفی هم دلم بخواد می زنم بعدش هم میگم "اللهم عجل..." آخه تا کی؟ تا کجا می خوایم پیش بریم؟ چرا از رو نمی ریم؟ حالا من و امثال من که خوبه گاهی اوقات یه آدمایی رو می بینم و البته کارهاشون رو که احساس می کنم پیش خدا خیلی روسفید هستم . . . بابا دیگه دست بردارین. چه خبره؟ من نمی دونم خدا خسته نشده از دست این آدما؟ حتما می خواین بگین که از دست مثلاً آقای فلانی ناراحت هستم و حالا دارم خودم رو اینطوری خالی می کنم ولی خداوکیلی یه نگاه به دوروبرتون بندازین (نمی گم به خودتون) ببینید چه خبره؟ اسم خودشون رو گذاشتن مسلمون و دیگه . . . دروغ که اصلاً و ابداً کنتور نداره و غیبت هم که کما فی السابق پشت سر بعضی ها از جمله من آزاده ولی بی انصافها دیگه برای تهمت چه توجیهی دارین؟ کدوم بچه شیعه؟ کدوم مسلمون؟ من رو باش اصلاً بگو کدوم آدم؟ هی میگیم که بیا بیا . . . بیاد که چی بشه؟ بیاد تا دست امثال من رو، رو کنه که چی کاره ایم؟ بیاد تا اونایی که دم از اسلام و انسانیت می زنن رو به همه بشناسونه؟ بیاد تا یکی مثل من شمشیر بکشه؟ یا بیاد تا . . . حالا شما بگید بهتر نیست بجای "اللهم عجل . . ." بگیم "اللّهم اَخّر لولیک الفرج"؟ |
|
+ نوشته شده در
شنبه 13 خرداد1385ساعت 17:44 توسط امیر |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کانجا
سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت محمد حجار (امیر) متولد جمعه 24 مهرماه 1360 در شهر تاریخی مرودشت دوست دارم هر کس خواست حرف دلش رو از زبون یکی دیگه بشنوه با سر زدن به این وبلاگ بتونه این کار رو بکنه. مهم نیست توی چه سنی هستی، پسری یا دختر، عاقلی یا مثل من دیوونه، بزرگ شدی یا مثل من هنوز بچه موندی، . . . فقط می خوام ببینم اینقدر که ادعا می کنم توی زندگیم همه جور آدم دیدم و با هر کس از هر قماشی نشست و برخاست داشتم میتونم چهار کلمه از حرفای دلشون رو بزنم یا نه. در ضمن تنها قشری که اصلا دوست ندارم حرف دل اونا رو بزنم اونایی هستن که ادعا می کنن مسلمون هستن و با این برچسب اسلام هر کاری می خوان می کنن. اینا اصلا آدم نیستن. شما هم به من کمک کنید. یا علی مدد |
| آرشیو موضوعی |
|
اجتماعی فرهنگی سیاسی دانشگاه شیخ بهایی شخصی نامه سرگشاده |
|
RSS
|