![]() |
![]() |
|
| درد دل های یک بچه شیعه ایرانی بیکار دردسرساز |
|
مظلومیت یا حماقت
آنقدر گفتیم مسلمانان و شیعیان مظلوم واقع شده اند که گویی دیگر این رکود در ما نهادینه شده است. این روزها حقوق حقه خود را گدایی می کنم. بسیار اسفناک و چهار دست و پا. |
|
+ نوشته شده در
شنبه 24 آذر1386ساعت 11:33 توسط امیر |
|
|
راستی دیروز جمعه ۱۶ آذر ماه ۱۳۸۶ روز دانشجو بود. ما که یادمون نرفته بود. اصلاْ توی عصر فناوری و ارتباطات، توی این دهکده جهانی مگه می شه چیزی از خاطر کسی بره مخصوصاْ اگه روز دانشجو باشه. نه نمی شه
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 17 آذر1386ساعت 13:5 توسط امیر |
|
|
******* با عرض پوزش از همه کسانیکه به اونها ارادت دارم. ******* به من میگن نباید انتقاد کنی، غلط کرد اون کسی که گفت. به من می گن نباید از روند کار بسیج انتقاد کنی، غلط کرد اون کسی که گفت. به من میگن اگه از بسیج انتقاد کنی ضد ولایتی، غلط کرد اون کسی که گفت. به من می گن نباید از دولت نهم انتقاد کنی، غلط کرد اون کسی که گفت. به من می گن اگه از دولت انتقاد کنی ضد ولایتی، غلط کرد اون کسی که گفت. به من می گن ولایت نداری، غلط کرد اون کسی که گفت. به من می گن معنی ولایت رو ما می فهمیم نه تو، غلط کرد اون کسی که گفت. به من می گن . . . ، غلط کرد اون کسی که گفت. به من می گن ترسیدی، غلط کرد اون کسی که گفت. به من می گن افشا می کنیم، غلط می کنید اگه این کار رو نکنید. ******* باز هم از خیلی ها پوزش می خوام. ******* |
|
+ نوشته شده در
جمعه 16 آذر1386ساعت 12:51 توسط امیر |
|
|
به نام زینب می خندم بر این
جاهلان
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 7 آذر1386ساعت 13:54 توسط امیر |
|
|
خواهی نشوی همرنگ
رسوای جماعت شو
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 3 آذر1386ساعت 19:43 توسط امیر |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کانجا
سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت محمد حجار (امیر) متولد جمعه 24 مهرماه 1360 در شهر تاریخی مرودشت دوست دارم هر کس خواست حرف دلش رو از زبون یکی دیگه بشنوه با سر زدن به این وبلاگ بتونه این کار رو بکنه. مهم نیست توی چه سنی هستی، پسری یا دختر، عاقلی یا مثل من دیوونه، بزرگ شدی یا مثل من هنوز بچه موندی، . . . فقط می خوام ببینم اینقدر که ادعا می کنم توی زندگیم همه جور آدم دیدم و با هر کس از هر قماشی نشست و برخاست داشتم میتونم چهار کلمه از حرفای دلشون رو بزنم یا نه. در ضمن تنها قشری که اصلا دوست ندارم حرف دل اونا رو بزنم اونایی هستن که ادعا می کنن مسلمون هستن و با این برچسب اسلام هر کاری می خوان می کنن. اینا اصلا آدم نیستن. شما هم به من کمک کنید. یا علی مدد |
| آرشیو موضوعی |
|
اجتماعی فرهنگی سیاسی دانشگاه شیخ بهایی شخصی نامه سرگشاده |
|
RSS
|