![]() |
![]() |
|
| درد دل های یک بچه شیعه ایرانی بیکار دردسرساز |
|
در آستانه انتخابات، بی ارتباط با انتخابات حول و حوش اربعین حسینی رفتم دانشگاهمون مراسم(دانشگاه اسبق). موقع خداحافظی بعضی از دوستان قدیمی رو دیدم(رقبای اسبق). چندتاشون فردای اون روز داشتن می رفتن کربلا. دم آخر یکیشون گفت:" آقای حجار اگه جایی غیبتی کردیم حلال کن. بهش گفتم التماس دعا." توی راه که داشتم برمی گشتم خونه یادم اومد که یادش رفت بگه "اگه تهمتی هم زدیم حلال کن". با خودم گفتم: "همه غیبتاش رو بخشیدم." باز یادم اومد که من همیشه به همۀ دوستان و دشمنان(رقبا) می گفتم هرچی دلتون می خواد غیبت کنین، من می بخشم چون عیب های منه و باید اونا رو رفع کنم ولی تهمتها رو نمی بخشم چون دروغه. از طرفی می گن باید ببخشیم تا خدا هم ما رو ببخشه و باز هم از طرفی علیرضا تقی زاده می گفت خیلی راحت نبخشید تا طرفتون گناه تهمت و غیبت جلوش سبک نشه. (این هم چون به حسین صالحی قول دادم آپ می کنم) |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 22 اردیبهشت1388ساعت 16:52 توسط امیر |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کانجا
سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت محمد حجار (امیر) متولد جمعه 24 مهرماه 1360 در شهر تاریخی مرودشت دوست دارم هر کس خواست حرف دلش رو از زبون یکی دیگه بشنوه با سر زدن به این وبلاگ بتونه این کار رو بکنه. مهم نیست توی چه سنی هستی، پسری یا دختر، عاقلی یا مثل من دیوونه، بزرگ شدی یا مثل من هنوز بچه موندی، . . . فقط می خوام ببینم اینقدر که ادعا می کنم توی زندگیم همه جور آدم دیدم و با هر کس از هر قماشی نشست و برخاست داشتم میتونم چهار کلمه از حرفای دلشون رو بزنم یا نه. در ضمن تنها قشری که اصلا دوست ندارم حرف دل اونا رو بزنم اونایی هستن که ادعا می کنن مسلمون هستن و با این برچسب اسلام هر کاری می خوان می کنن. اینا اصلا آدم نیستن. شما هم به من کمک کنید. یا علی مدد |
| آرشیو موضوعی |
|
اجتماعی فرهنگی سیاسی دانشگاه شیخ بهایی شخصی نامه سرگشاده |
|
RSS
|